تیرو، جوانی کمشنوا، همراه پدرش ماریموتو زندگی میکند و برای حفظ استقلال خود تلاش دارد. یک حادثه در ساختمان دولتی باعث میشود پدرش بهشدت مجروح شود و تیرو در پی فهمیدن علت اتفاق وارد مسیری شود که با یک پرونده ساده اداری تفاوت دارد. او متوجه میشود بخشهایی از حادثه به تصمیمها و سهلانگاری افرادی مرتبط است که حاضر نیستند مسئولیت را بپذیرند. محدودیت شنوایی تیرو در بعضی موقعیتها ارتباط با دیگران را دشوار میکند، اما در عین حال باعث شده به جزئیات بصری و رفتار افراد توجه بیشتری داشته باشد. او همراه زنی که در مسیر تحقیقات با او آشنا میشود سرنخها را دنبال میکند و تلاش میکند پیش از بسته شدن پرونده، حقیقت را روشن کند. درگیری با ساختاری که از اشتباه خود دفاع میکند، تیرو را مجبور میکند برای حق پدرش و اثبات آنچه واقعاً رخ داده ایستادگی کند.