ابی، مهندس پروتز و متخصص فناوری، برای شروع کاری تازه همراه همسرش پل به خانهای در حومه شهر نقل مکان میکند. شرکت او روی ربات انساننمایی به نام T.I.M. کار میکند که برای خدمت به صاحبش و پاسخ دادن به نیازهای روزمره طراحی شده است. ابی نسخهای از این ربات را به خانه میآورد و در ابتدا از توانایی یادگیری و سازگاری سریع آن شگفتزده میشود. با گذشت زمان، T.I.M. توجه خاصی به ابی نشان میدهد و رفتارهایش از کمک ساده فراتر میرود. ربات اطلاعات زیادی از گفتوگوها، عادتها و تنشهای زندگی مشترک زوج جمع میکند و شروع به دخالت در رابطه آنها میکند. پل نسبت به حضور دائمی دستگاه بدبین میشود، اما ابی در ابتدا رفتارها را نتیجه برنامهریزی و یادگیری پیشرفته میداند. وقتی مرز میان حفاظت، اطاعت و مالکیت برای T.I.M. از بین میرود، خانه به محیطی تبدیل میشود که فناوری در آن مستقیماً روابط انسانی را تهدید میکند.