در فیلم خانوادگی «Wish Upon a Unicorn»، میای هشتساله پس از مرگ مادرش همراه خانواده به مزرعه مادربزرگ در مونتانا نقل مکان میکند. تغییر خانه و دور شدن از زندگی قبلی برای او آسان نیست، تا اینکه در جنگل با یک کره تکشاخ روبهرو میشود. این موجود جادویی برای کسانی که به او باور دارند خوششانسی میآورد و حضورش به میا و خواهرش امید و هیجان تازهای میدهد. با این حال، نگه داشتن چنین رازی در محیطی کوچک دشوار است و وقتی دیگران از وجود تکشاخ باخبر میشوند، توجه همه لزوماً دوستانه نیست. بچهها باید از حیوان محافظت کنند و در عین حال یاد بگیرند جادو نمیتواند هر مشکل واقعی را بهسادگی حل کند. فیلم سوگ خانوادگی را با فانتزی سبک ترکیب میکند و از تکشاخ بهعنوان راهی برای بازگرداندن حس شگفتی به زندگی میا استفاده میکند. رابطه با مادربزرگ، سازگاری با محیط تازه و اعتماد میان اعضای خانواده در کنار ماجراجویی جادویی پیش میروند.