«تونل: خورشید در تاریکی» در دل شبکه زیرزمینی کوچی و در بحبوحه جنگ ویتنام میگذرد؛ جایی که زندگی روزمره، نبرد و بقا در راهروهایی تنگ و تاریک به هم گره خوردهاند. داستان گروهی از نیروهای ویتکنگ را دنبال میکند که در این تونلها زندگی و عملیات میکنند و باید همزمان با حملات دشمن، کمبود امکانات و خطر دائمی کشف شدن کنار بیایند. سطح زمین زیر آتش و بمباران است، اما زیر خاک نیز امنیتی وجود ندارد؛ هر مأموریت میتواند راه خروج را ببندد یا اعضای گروه را از هم جدا کند. فیلم به جای نگاه کردن به جنگ از فاصلهای بزرگ، تجربه فشرده آدمهایی را نشان میدهد که غذا میخورند، مجروحان را درمان میکنند، تصمیمهای تاکتیکی میگیرند و برای حفظ ارتباط میان بخشهای تونل تلاش میکنند. فضای بسته اثر حس خفقان و انتظار را تقویت میکند و عنوان فیلم نیز به همان امید اندکی اشاره دارد که شخصیتها در دل تاریکی به آن چنگ میزنند.