آنا زنی است که پس از مرگ همسرش شان هنوز از سوگ بیرون نیامده و آماده ازدواج دوباره میشود. ناگهان پسربچهای دهساله ظاهر میشود و ادعا میکند تناسخ شان است. کودک جزئیاتی از زندگی خصوصی آنها میداند و تردید آنا را جدیتر میکند. خانواده و نامزد جدیدش این ادعا را غیرممکن میدانند، اما حضور پسر مرز میان سوگ، باور و میل به بازگشت گذشته را برای آنا مبهم میکند. در «Birth»، تعارض مرکزی فقط بیرونی نیست؛ «تولد 2004» نشان میدهد فشار ماجرا چگونه پیوندها و نگاه کاراکترها را بازتعریف میکند. «تولد 2004» با حفظ پیچشهای بخش پایانیی، زمینه را کامل میکند؛ «Birth» هدف اصلی کاراکترها، چالش مرکزی و دگرگونی پیوندهاشان را محور قرار میدهد. فضای «تولد 2004» از اعتماد، وابستگی و دگرگونی احساسات کاراکترها پدید میآید؛ در «Birth» هر دگرگونی موقعیت، انگیزهها و جهت انتخابهای بعدی را روشنتر میکند. هسته «Birth» روی علت و نتیجه انتخابهاست؛ «تولد 2004» اجازه میدهد مخاطب جهان و کشمکش را بشناسد بیآنکه بخش پایانی از پیش مشخص شود.