دو زوج که سالها با یکدیگر دوست بودهاند برای گفتوگویی خصوصی در اتاقی متعلق به کلیسا یا مرکز اجتماعی ملاقات میکنند. چند سال قبل، پسر نوجوان یکی از زوجها در تیراندازی مدرسهای چند دانشآموز را کشته و سپس خودش مرده است؛ دختر زوج دیگر یکی از قربانیان بوده است. آنها برای نخستین بار بدون وکیل، رسانه یا مشاور مقابل هم مینشینند تا درباره چیزی حرف بزنند که زندگی هر چهار نفر را نابود کرده است. والدین قربانی سؤالهایی دارند که هیچ پاسخ کاملی برایشان وجود ندارد و والدین عامل تیراندازی نیز با گناه، خشم و این پرسش زندگی میکنند که چه چیزی را در پسرشان ندیدهاند. گفتوگو بارها به سکوت، اتهام و گریه میرسد و هیچکس انتظار آشتی ساده ندارد. هر طرف خاطره متفاوتی از روز حادثه و سالهای قبل دارد. فیلم تقریباً تماماً بر همین ملاقات تمرکز میکند و نشان میدهد شنیدن درد طرف مقابل الزاماً بخشش ایجاد نمیکند، اما میتواند انسانهایی را که سالها فقط در نقش «خانواده قاتل» و «خانواده قربانی» دیده شدهاند دوباره به افراد پیچیدهای با سؤالهای بیپاسخ تبدیل کند.