جون برای یک آخرهفته عاشقانه به خانهای که از طریق اینترنت رزرو کرده میرسد، اما متوجه میشود محل اقامت به اشتباه همزمان به چارلی نیز اجاره داده شده است. کمی بعد محدودیتهای اولیه همهگیری کرونا آغاز میشود و هر دو عملاً مجبور میشوند مدتی در همان خانه بمانند. دوستپسر جون تصمیم گرفته در شهر و کنار خانواده خودش بماند و فاصله میان آنها بیشتر از چیزی میشود که جون انتظار داشت. جون و چارلی ابتدا تلاش میکنند مرزهای مشخصی برای زندگی مشترک موقت داشته باشند، اما روزهای طولانی قرنطینه و نبود ارتباط معمول با بیرون باعث میشود بیشتر با یکدیگر صحبت کنند. آنها درباره کار، خانواده و روابط گذشته چیزهایی را به اشتراک میگذارند که شاید در شرایط عادی هرگز مطرح نمیشد. نزدیکی ناخواسته کمکم احساسی تازه ایجاد میکند و جون باید درباره رابطهای که پیش از سفر داشت و چیزی که اکنون در فضای غیرعادی قرنطینه شکل گرفته تصمیم بگیرد.