جک بردن روزنامهنگاری است که به کمپین ویلی استارک، سیاستمدار پوپولیست و کاریزماتیک در ایالت جنوبی آمریکا، نزدیک میشود. استارک در ابتدا خود را نماینده مردم عادی و دشمن فساد نخبگان معرفی میکند و با سخنرانیهای قدرتمند محبوبیت زیادی به دست میآورد. با افزایش قدرت، روشهای او تغییر میکنند و برای حفظ کنترل از تهدید، معامله و اطلاعات خصوصی درباره مخالفان استفاده میشود. جک که هم ناظر و هم بخشی از حلقه نزدیک استارک است، مجبور میشود درباره رابطه میان آرمان سیاسی و ابزارهای غیراخلاقی فکر کند. تحقیقات او برای پیدا کردن نقطه ضعف یک قاضی محترم، گذشته خانواده و روابط شخصی خودش را نیز وارد ماجرا میکند. فیلم سیاسی بر اساس رمان رابرت پن وارن نشان میدهد فساد همیشه از فردی شروع نمیشود که از ابتدا خودش را فاسد میداند؛ قدرت میتواند به تدریج مرزهای اخلاقی را جابهجا کند. جک باید تصمیم بگیرد تا کجا میتواند با این استدلال که هدف نهایی خوب است، در خدمت سیستمی باقی بماند که روشهایش هر روز بیشتر شبیه همان چیزی میشود که وعده داده بود با آن مبارزه کند.