سال 1949 است. جوانی تگزاسی به نام جان گریدی پس از فروش مزرعه ای که مادرش تمام زندگی خود را در آن گذرانده است، خود را بدون خانه می بیند. کول و رفیقش که توسط عاشقانههای زندگی گاوچرانی و نوید شروعی تازه فریب خوردهاند، وارد ماجراجویی میشوند که انعطافپذیری آنها را آزمایش میکند، بلوغ آنها را مشخص میکند و زندگیشان را برای همیشه تغییر میدهد.