الکس در شب تولد بیستویکسالگیاش همراه دوستانش وارد یک سالن تفریحی با تم شخصیتهای کارتونی میشود؛ مکانی که قرار بوده جشن و بازی سادهای باشد. آنها برای سرگرمی سراغ بازیای بر اساس یک شخصیت موش مشهور میروند، اما خیلی زود متوجه میشوند فردی با ماسک همان شخصیت در ساختمان حضور دارد و قصدش شوخی نیست. خروجیها محدود میشوند و دوستان یکی پس از دیگری از هم جدا میافتند. الکس و بقیه باید میان اتاقهای بازی، راهروهای تاریک و تجهیزات سالن حرکت کنند و راهی برای خروج پیدا کنند، در حالی که مهاجم از محیط بهتر از آنها استفاده میکند. چیزی که ابتدا تقلیدی بیضرر از فضای کودکانه به نظر میرسید به پوششی برای خشونت تبدیل میشود. گروه باید بفهمد قاتل چه کسی است و آیا انتخاب همین محل برای جشن و هدف قرار گرفتن آنها تصادفی بوده است.