برندن مردی آرام است که به تنهایی در یکی از خلوتترین باجههای عوارضی ولز کار میکند و هیچکس درباره گذشتهاش سؤال زیادی نمیپرسد. او عمداً این مکان را انتخاب کرده چون سالها قبل در دنیای جرم فعالیت داشته و میخواست جایی ناپدید شود که دشمنان قدیمی هرگز دنبالش نگردند. روزی فردی او را میشناسد و خبر حضورش به سرعت میان کسانی پخش میشود که هنوز حسابهای حلنشدهای با او دارند. باجه دورافتاده ناگهان به محل عبور پلیس، خلافکار، ساکنان محلی و افرادی تبدیل میشود که هرکدام چیزی از برندن میخواهند. کاترین، پلیس جوان منطقه، متوجه میشود پشت مرد ساکت عوارضی داستانی بسیار بزرگتر وجود دارد. برندن تلاش میکند بدون بازگشت کامل به روشهای قدیمی از موقعیت خارج شود، اما گذشته یکییکی به در خانه کوچک او میرسد. طنز سیاه فیلم از برخورد دنیای جنایت با محیطی کاملاً معمولی شکل میگیرد و نشان میدهد فرار از یک هویت ممکن است سالها موفق باشد، اما کافی است یک نفر نام واقعیات را به یاد بیاورد تا همه چیز دوباره شروع شود.