وینسنت تمام عمر به ثبات شغلی و مزایایی تکیه کرده که جایگاه خانوادگیاش برای او فراهم کرده است و چندان علاقهای به تغییر ندارد. وقتی دولت برنامه گستردهای برای کاهش هزینهها و کم کردن نیروها آغاز میکند، مدیران سعی میکنند او را وادار به استعفا کنند. وینسنت برخلاف انتظارشان حاضر نیست امتیازهای شغلی خود را کنار بگذارد، بنابراین مجموعهای از انتقالهای سخت و مأموریتهای نامطلوب برایش ترتیب داده میشود تا سرانجام تسلیم شود. یکی از این انتقالها او را به نقطهای دورافتاده و سرد در شمال میبرد؛ جایی که سبک زندگی آشنایش دیگر کاربرد چندانی ندارد. در آنجا با اوا آشنا میشود و رابطهای شکل میگیرد که تصمیمهای بعدی او را پیچیدهتر میکند. «Employee of the Month» کمدی خود را از جنگ فرسایشی میان کارمندی بسیار مقاوم و دستگاه اداری میگیرد. وینسنت باید انتخاب کند تا کجا برای حفظ وضعیت سابقش پیش میرود و آیا تجربه محیطهای تازه و آدمهایی که در مسیر میبیند میتواند تعریفش از امنیت، موفقیت و زندگی مطلوب را تغییر دهد.