لان هسین سالها مسئولیت بیشتر اعضای خانواده را بر دوش کشیده است. همسرش بازنشسته شده، دخترش شغل ثابتی ندارد، مادر سالمندش با زوال عقل زندگی میکند و پسرش نیز در آستانه بازگشت از خارج از کشور است. آپارتمان کوچک خانواده دیگر پاسخگوی نیاز همه نیست و لان تصمیم میگیرد خانهای بزرگتر پیدا کند. جستوجوی خانه به مسئلهای فراتر از خرید ملک تبدیل میشود، زیرا او باید میان نیازهای هر یک از اعضای خانواده، محدودیت مالی و خواستههای شخصی خودش تعادل برقرار کند. در حالی که اطرافیان به حضور دائمی و حمایت او عادت کردهاند، لان به تدریج متوجه میشود سالها نقش مادر، همسر و مراقب را بر خواستههای خودش مقدم دانسته است. تلاش برای یافتن خانهای تازه، او را وادار میکند درباره مفهوم خانه و جایگاهی که در خانواده دارد دوباره فکر کند.