استن و اولی پس از آنکه استن به ارتش فراخوانده میشود، ناخواسته وارد زندگی نظامی میشوند؛ محیطی که نظم سخت آن تقریباً با هر عادت این دو در تضاد است. استن قرار است سربازی نمونه شود، اما از همان مراحل اولیه آموزش، اجرای دستورهای ساده، رژه رفتن و سازگار شدن با مقررات برایش دردسر درست میکند. اولی نیز برای کمک به دوستش وارد ماجرا میشود و حضور او معمولاً مشکل کوچک را به آشفتگی بزرگتری تبدیل میکند. فرماندهان و سربازان اطرافشان باید با اشتباههایی کنار بیایند که از بدخواهی نیست و بیشتر از برداشت کاملاً متفاوت این دو از موقعیت ناشی میشود. «Great Guns» کمدی لورل و هاردی را به فضای اردوگاه ارتش میبرد و از تضاد میان انضباط نظامی و بیدستوپایی آشنای آنها استفاده میکند. داستان بیش از آنکه درباره جنگ باشد، درباره تلاش استن برای انجام وظیفه و وفاداری اولی به اوست. تمرینها، مأموریتها و روابط داخل پایگاه موقعیتهایی میسازند که این دو باید بدون از دست دادن دوستیشان از آنها عبور کنند.