مرد جوانی به نام بیل بدون دلیل مشخص شروع به دنبال کردن غریبهها در خیابانهای لندن میکند تا درباره زندگی آنها کنجکاوی کند. این عادت وقتی خطرناک میشود که با کاب، دزد حرفهای، آشنا میشود و وارد خانهدزدی واقعی میگردد. ساختار غیرخطی فیلم به تدریج نشان میدهد چگونه کنجکاوی بیضرر بیل به فریب، جرم و بازی هویتی پیچیدهای تبدیل شده است. هسته «Following» روی علت و نتیجه تصمیمهاست؛ «تعقیب 1998» اجازه میدهد مخاطب جهان و موقعیت بحرانی را بشناسد بیآنکه نتیجه نهایی از پیش آشکار شود. در «تعقیب 1998»، محور توجه روی پیامد انتخابها باقی میماند و «Following» روابط افراد اصلی را همزمان با چالش اصلی پیش میبرد. مسیر «تعقیب 1998» بدون لو دادن نتیجه پیش میرود و «Following» نقطههای عطف را از دل واکنش افراد اصلی به مانع اصلی میسازد. روند داستان «تعقیب 1998» اطلاعات را مرحلهای آشکار میکند و «Following» تا نتیجه نهایی، نتیجه موقعیت بحرانی را بهجای توضیح زودهنگام باز نگه میدارد. «تعقیب 1998» با حفظ پیچشهای نتیجه نهاییی، زمینه را کامل میکند؛ «Following» هدف اصلی افراد اصلی، مانع اصلی و عوض شدن روابطشان را محور قرار میدهد.