کیت پس از آنکه پسرش برای دانشگاه از خانه میرود، امیدوار است همراه همسرش برای سفری دوباره به آفریقا برود، اما همسرش اعلام میکند قصد پایان دادن به ازدواجشان را دارد. کیت به تنهایی راهی زامبیا میشود و در جریان سفر با درک هالیستون، خلبانی که در حفاظت از حیاتوحش فعالیت میکند، آشنا میشود. وقتی آنها یک فیل یتیم را پس از کشته شدن مادرش نجات میدهند، کیت تصمیم میگیرد به جای ادامه برنامه گردشگری مدتی در مرکز نگهداری فیلها بماند. تجربه کار با حیوانات و زندگی در محیطی کاملاً متفاوت به او فرصتی میدهد تا درباره آیندهای که ناگهان تغییر کرده فکر کند. درک نیز سالهاست زندگی خود را وقف حفاظت از طبیعت کرده و حضور کیت رابطهای تازه میان آنها ایجاد میکند. کیت باید تصمیم بگیرد بازگشت به زندگی قبلی تنها گزینه اوست یا میتواند از این تغییر ناخواسته برای ساختن مسیر جدیدی استفاده کند.