دو سال پس از حمله بیگانگان به استرالیا، نیروهای انسانی هنوز در جنگی گسترده مقاومت میکنند. گروهی از سربازان برای مأموریتی خطرناک گرد هم میآیند تا اطلاعاتی به دست آورند که شاید مسیر نبرد و آینده زمین را تغییر دهد. شرایط بیرونی داستان، بر تصمیمها فشار وارد میکند و همین شرایط اهمیت همکاری را بیشتر نشان میدهد. روایت با حفظ تمرکز، تردیدها را پررنگ نگه میدارد بهگونهای که بهتر دیده شود چرا فشار بیرونی رابطهها را تغییر میدهد. در پس اتفاقات ظاهری، وفاداری به آزمون گذاشته میشود که در ادامه جهت رابطهها را تغییر میدهد. همزمان با تغییر شرایط، ابهامهای تازه شکل میگیرند تا هرکدام مجبور شوند هدف مهمتر را دوباره مشخص کنند. با حفظ نتیجه اصلی برای پایان، کشمکش میان خواستهها ادامه دارد؛ همین مسئله باعث میشود «شغل: بارندگی» روی تجربه شخصیتها تکیه داشته باشد. فضای بسته یا ناآشنا، نقش فعالی در ماجرا دارد و همین ویژگی احساس خطر را به رابطهها پیوند میدهد.