چند نوجوان برای یک گردش هیجانانگیز با خودرویی که در اختیارشان قرار گرفته راهی جاده میشوند، اما تفریح بیفکرشان خیلی زود به حادثهای جدی تبدیل میشود. ماشین پس از از دست رفتن کنترل از مسیر منحرف میشود و در انتهای یک دره متوقف میماند؛ جایی دورافتاده که رسیدن کمک به آن ساده نیست. سرنشینان زخمی و وحشتزدهاند و وسیله نقلیه نیز به تلهای فلزی تبدیل شده که بیرون آمدن از آن را دشوار میکند. با گذشت زمان، کمبود آب، درد، اختلاف میان دوستان و ترس از اتفاق بعدی فشار را بیشتر میکند. هر تصمیم برای فرار میتواند شرایط را بدتر کند و نشانههایی که اطرافشان میبینند، امنیت ظاهری محل را زیر سؤال میبرد. روایت بر تلاش گروه برای زنده ماندن و پیدا کردن راهی به سطح جاده تمرکز دارد و از فضای بسته خودرو و محیط خشن اطراف برای ساختن تنش استفاده میکند؛ بیآنکه نجات هیچکدام از شخصیتها از پیش تضمین شده باشد.