نیکولا تسلا در اواخر قرن نوزدهم به آمریکا میآید و با ایدههایی درباره جریان متناوب و انتقال برق وارد رقابت علمی و تجاری بزرگی میشود. او مدتی برای توماس ادیسون کار میکند، اما اختلاف درباره روش تولید و توزیع برق باعث جدایی آنها میشود. تسلا با حمایت جورج وستینگهاوس فرصت پیدا میکند اختراعهای خود را توسعه دهد و نشان دهد سیستم جریان متناوب میتواند برق را در فاصلههای طولانی منتقل کند. موفقیت علمی اما همیشه با ثبات مالی همراه نیست و علاقه او به آزمایشهای بلندپروازانه، سرمایهگذاران را نگران میکند. رابطهاش با آن مورگان و ارتباطش با چهرههای مهم دوران، بخشی از زندگی شخصی مردی را نشان میدهد که بیشتر ذهنش درگیر آینده فناوری است. فیلم میان واقعیت تاریخی و روایت آزاد حرکت میکند و بر تنهایی، جاهطلبی و دشواری تبدیل ایدههای پیشرو به پروژههایی عملی تمرکز دارد.