یئونهی آرزو دارد بازیگر بزرگ فیلمهای اکشن شود، اما در دنیای واقعی بیشتر نقشهای کوچک و پشت صحنه نصیبش میشود. در یکی از پروژهها به شکل غیرقابل توضیح وارد جهانی موازی میشود که در آن شمشیر، مبارزه و موجودات عجیب بخشی از زندگی روزمرهاند. برخلاف صحنه فیلمبرداری، اینجا هیچ بدلکار یا کارگردانی وجود ندارد و هر اشتباه میتواند به مرگ منجر شود. یئونهی ابتدا تصور میکند فرصت پیدا کرده بالاخره قهرمان واقعی باشد و از مهارتهای رزمیاش برای دفاع از مردم استفاده میکند. حضور «شمشیر روح» و جنگجویی افسانهای به نام گویگوم نشان میدهد ورود او به این جهان تصادفی نبوده است. با نزدیک شدن دشمنان، یئونهی باید بفهمد چرا سلاح به او واکنش نشان میدهد و چه ارتباطی میان هویت خودش و این دنیا وجود دارد. دختری که همیشه نقش قهرمان را بازی میکرد حالا باید بدون تمرین دوباره و برداشت دوم تصمیم بگیرد برای نجات دیگران تا چه اندازه حاضر است خطر کند.