در روستایی کوچک، مردی پس از سالها دوری یا تبعید به خانه برمیگردد و با جامعهای روبهرو میشود که هنوز او را با خطای گذشته میشناسد. خانوادهاش از بازگشت خوشحال و در عین حال نگران است، زیرا دشمنیهای قدیمی و قضاوت مردم از بین نرفتهاند. شخصیت اصلی میخواهد زندگی تازهای بسازد اما شایعه، بیاعتمادی و سابقه قضایی یا سیاسی مانع پیدا کردن کار و رابطه عادی میشوند. زمانی که حادثهای در روستا رخ میدهد، سوءظن خیلی زود به سمت او میرود و مرد مجبور میشود برای اثبات بیگناهی خودش حقیقت را پیدا کند. این جستوجو رازهایی درباره کسانی آشکار میکند که سالها خود را محترم و بیخطا نشان دادهاند. خانواده نیز باید تصمیم بگیرد تا چه اندازه برای دفاع از او در برابر جامعه بایستد. «تبعید» بیشتر از فرار جغرافیایی، درباره فردی است که حتی پس از بازگشت هنوز بیرون از جمع قرار دارد و باید بفهمد آیا پذیرفته شدن دوباره هدف اصلی اوست یا میتواند بدون تأیید کسانی که حاضر نیستند گذشته را رها کنند، جایگاه تازهای برای خودش بسازد.