تیم و کلوئه زوجی غیرمتعارفاند که زندگی خانوادگی را با آزادی، شوخی و بیبرنامگی پیش میبرند. دخترشان تامی تنها یک خواسته جدی برای پایان تابستان دارد: امسال باید به موقع به مدرسه برسد و روز مهم بازگشایی را از دست ندهد. والدین قول میدهند این بار همه چیز طبق برنامه باشد، اما سفری خانوادگی و تصمیمهای ناگهانی آنها را دوباره از مسیر معمول دور میکند. خودرو، پول و زمان هرکدام به شکلی دردسرساز میشوند و تامی کمکم احساس میکند بزرگترها باز هم نمیتوانند مسئولیت سادهای را جدی بگیرند. تیم و کلوئه واقعاً دخترشان را دوست دارند، اما عادت دارند خوشبختی را در فرار از قواعد و زندگی لحظهای پیدا کنند. نزدیک شدن ساعت مدرسه باعث میشود آنها برای نخستین بار ببینند آزادیای که برای خودشان جذاب است ممکن است برای کودکشان بیثباتی ایجاد کند. خانواده باید پیش از پایان سفر راهی پیدا کند که هم روحیه بازیگوششان را حفظ کند و هم به تامی نشان دهد میتواند روی قول والدینش حساب کند.