کِن کاسوگای مردی تنها و کارمند ساده است که پس از خراب شدن ازدواجش زندگی یکنواختی دارد. یک روز ربات پیشرفتهای به نام تَنگ وارد خانهاش میشود؛ موجودی کوچک، دستوپاچلفتی و دارای هوش مصنوعی که اطلاعات کاملی از سازنده یا هدفش ندارد. کن در ابتدا میخواهد ربات را به شرکت یا صاحبش برگرداند، اما جستوجو او را وارد سفری میکند که از ژاپن به مکانهای مختلف میرسد. تنگ در طول مسیر رفتاری کودکانه دارد و به تدریج به همراهی تبدیل میشود که کن نمیتواند فقط به چشم دستگاه نگاهش کند. سرنخها درباره سازنده ربات با گذشته و روابط خود کن نیز تلاقی پیدا میکنند و سفر فرصتی میشود تا درباره زندگیای که از آن فاصله گرفته دوباره فکر کند. تنگ نقصها و محدودیتهای زیادی دارد اما همین بیکمالی باعث میشود رابطهای واقعیتر شکل بگیرد. کن باید تصمیم بگیرد آیا هدف فقط رساندن ربات به مقصد است یا مسئولیتی نسبت به موجودی پیدا کرده که شاید از نظر فنی ماشین باشد اما برای خودش خاطره، ترس و خواسته دارد.