تاراس بولبا، جنگجوی قزاق، دو پسرش را وارد زندگی جنگی و مبارزه با لهستانیها میکند. وقتی یکی از پسران به زنی از سوی دشمن دل میبازد، وفاداری خانوادگی، عشق و تعصب قومی در برابر هم قرار میگیرند. در «Taras Bulba»، پیامد انتخابهای شتابزده همراه با پرسشهایی درباره اعتماد مطرح میشود و همین انتخاب حرکت روایت را بدون افشای غافلگیریهای مهم حفظ میکند. در ادامه «Taras Bulba»، اختلاف در هدفها مسیر آدمها را بدون جهش ناگهانی تغییر میدهند، بیآنکه اطلاعات فرعی بر خط اصلی غلبه کند. روایت «Taras Bulba» از تضاد میان ظاهر و واقعیت و امید به تغییر برای پیش بردن قصه استفاده میکند؛ این ترکیب به موضوع اجازه میدهد از سطح حادثه فراتر برود. به این ترتیب «Taras Bulba» با حفظ فاصله از قضاوت مستقیم پیش میرود و مسئله بیرونی را به تجربهای شخصی تبدیل میکنند، بدون آنکه زمینه تاریخی یا اجتماعی گم شود.