«تابستان ۸۴» تریلری نوستالژیک درباره دیوی آرمسترانگ است؛ نوجوانی در حومه شهر که شیفته داستانهای جنایی و نظریههای توطئه است. در تابستان ۱۹۸۴، همزمان با خبرهای مربوط به ناپدید شدن چند پسر نوجوان، دیوی به همسایهشان مکِی، افسر پلیسی محترم، مشکوک میشود. دوستانش ابتدا این ایده را یکی دیگر از خیالپردازیهای او میدانند، اما گروه کمکم شروع به زیر نظر گرفتن خانه، دنبال کردن رفتوآمدها و جمع کردن نشانههایی میکند که ظاهراً با پروندهها جور درمیآیند. مشکل این است که اگر دیوی اشتباه کرده باشد، آنها زندگی یک مرد بیگناه را خراب میکنند؛ و اگر درست گفته باشد، بسیار نزدیک به قاتلی خطرناک شدهاند. فیلم فضای دوچرخهسواری، واکیتاکی و دوستی نوجوانانه دهه هشتاد را با تعلیقی جدی ترکیب میکند. ماجرا از بازی کارآگاهی کودکانه آغاز میشود، اما هرچه شواهد بیشتر میشوند، شخصیتها میفهمند خطر واقعی قواعد سرگرمی را رعایت نمیکند. شک دیوی همچنین رابطهاش با خانواده و اعتماد جامعه به پلیس را به چالش میکشد.