«Les Misérables» ساخته کلود للوش، رمان مشهور ویکتور هوگو را مستقیماً بازسازی نمیکند؛ بلکه مفاهیم آن را به فرانسه قرن بیستم منتقل میکند. محور داستان آنری فورتن است، مردی ساده و کمسواد که زندگی خانوادهاش از کودکی با بیعدالتی و زندان گره خورده است. سالها بعد، در دوران اشغال فرانسه توسط نازیها، او با خانوادهای یهودی آشنا میشود که برای فرار از تعقیب به کمک نیاز دارند. آنری در مسیر همراهی با آنها داستان «بینوایان» را میشنود و شباهتهای میان سرنوشت خودش و ژان والژان به تدریج آشکار میشود. فیلم میان چند دوره زمانی حرکت میکند و رویدادهای تاریخی را با بازتاب شخصیتها و موقعیتهای رمان هوگو پیوند میدهد، بدون اینکه همه چیز را به تطبیق یکبهیک تبدیل کند. مسئله اصلی مقاومت در برابر ظلم، بخشش و انتخاب اخلاقی در شرایطی است که قانون همیشه با عدالت یکی نیست. «Les Misérables» از یک متن کلاسیک به عنوان آینهای برای قرن دیگری استفاده میکند و نشان میدهد فقر، تعصب و قدرت چگونه شکل عوض میکنند اما پرسشهای انسانی مشابه باقی میمانند.