خانوادهای برای زندگی آرامتر به خانهای قدیمی در نیوانگلند نقل مکان میکند، اما از همان روزهای نخست متوجه نشانههایی عجیب میشوند. دوربینهای امنیتی تصاویر موجود کوچکی شبیه پیرزن یا جادوگری را ثبت میکنند که در بخشهای مختلف خانه ظاهر و ناپدید میشود. اعضای خانواده ابتدا تصور میکنند حیوان، مزاحم یا شوخی است، اما اتفاقها خشنتر میشوند و تاریخ ملک به افسانهای محلی درباره «بیزل» مرتبط میشود. موجود ظاهراً نسلها در خانه حضور داشته و هر بار خانوادهای تازه وارد شده همان الگوی ترس و مرگ تکرار شده است. شخصیتها با بررسی فیلمهای قدیمی، عکسها و نوشتههای ساکنان پیشین تلاش میکنند قواعد حضور او را بفهمند. مشکل اینجاست که بیزل فقط از مکان مشخصی حمله نمیکند و میتواند از نقاطی ظاهر شود که کسی انتظار ندارد. خانواده باید پیش از آنکه یکی از اعضا به قربانی بعدی تبدیل شود بفهمد آیا موجود به خانه، زمین یا خود نسل خانوادگی متصل است و چه کاری میتواند چرخه را متوقف کند.