لوکاس سرمایهگذار جوانی است که وارد معاملهای مرتبط با رمزارز و فناوری میشود و تصور میکند میتواند در زمانی کوتاه سود بزرگی به دست آورد. پیشنهاد از سوی گروهی میآید که وعده پروژهای نوآورانه میدهند، اما ساختار مالی و هویت افراد پشت آن شفاف نیست. زمانی که پول ناپدید میشود و یکی از شرکا کشته یا گم میشود، لوکاس میفهمد با کلاهبرداری ساده اینترنتی روبهرو نیست. تراکنشهای بلاکچین ردهایی باقی گذاشتهاند، اما رسیدن از آدرسهای ناشناس به انسانهای واقعی نیازمند کمک افراد فنی و ورود به دنیای مجرمان سایبری است. پلیس نیز به خود او مشکوک است چون بخشی از پول از حسابهایش عبور کرده است. شخصیت اصلی باید هم بیگناهیاش را ثابت کند و هم سرمایه از دسترفته را پیدا کند، در حالی که هر کشف نشان میدهد پروژه از ابتدا برای پولشویی یا سرقت طراحی شده بود. داستان از فضای رمزارز برای نشان دادن این استفاده میکند که فناوری میتواند تراکنش را شفاف کند، اما هویت و انگیزه انسانهایی که پشت آن هستند همچنان قابل پنهان شدناند.