نیکی، زنی آرام که به عنوان مراقب کار میکند، پس از مرگ والدینش همچنان در خانهای زندگی میکند که سالها محل زندگی خانواده بوده است. آرامش محله زمانی از بین میرود که دینو، مردی پرسروصدا و مهمانیدوست، به خانه کناری نقل مکان میکند. موسیقی بلند، رفتوآمد شبانه و مهمانیهای مداوم خواب و زندگی روزمره نیکی را مختل میکند. او ابتدا تلاش میکند با گفتوگو و درخواست مؤدبانه مشکل را حل کند، اما همسایه جدید توجهی نشان نمیدهد و هر برخورد تنش را بیشتر میکند. کمخوابی و احساس ناتوانی باعث میشود نیکی به روشهای شدیدتری برای مقابله فکر کند. رقابتی فرسایشی میان دو همسایه شکل میگیرد که در آن هر اقدام با پاسخ طرف مقابل روبهرو میشود. خانهای که برای نیکی آخرین پیوند با والدینش بود به محل جنگی شخصی تبدیل میشود و فشار مداوم مرز میان دفاع از آرامش و از دست دادن کنترل را برای او کمرنگ میکند.