کاکونوشین یاناگیدا ساموراییای است که بر اثر اتهامی دروغین از قلمرو خود رانده شده و همراه دخترش کینو در فقر زندگی میکند. او با وجود از دست دادن جایگاه، همچنان به اصول شرافت و انصاف پایبند است و حتی در بازی «گو»، که یکی از معدود لذتهایش محسوب میشود، حاضر نیست از راه ناعادلانه برنده شود. زندگی آرام و محدود آنها زمانی تغییر میکند که پولی از خانه یکی از آشنایان ناپدید میشود و سوءظن دوباره به سوی یاناگیدا میرود. در همان دوره، اطلاعاتی تازه درباره خیانتی که سالها قبل باعث تبعیدش شده بود آشکار میشود. مردی که مدتها خشمش را مهار کرده ناگهان میان وظیفه نسبت به دختر و میل به انتقام گرفتار میشود. کینو میداند پدرش هنوز شرافت سامورایی را مهمتر از جان خودش میداند و میترسد حقیقت تازه او را به مسیری بیبازگشت ببرد. یاناگیدا باید ثابت کند نامش به دروغ لکهدار شده، اما مهمتر از آن باید تصمیم بگیرد آیا بازگرداندن حیثیت فقط با خون و شمشیر ممکن است یا اصولی که سالها حفظ کرده دقیقاً در لحظه انتقام باید آزمایش شوند.