یک وکیل ثروتمند و بداخلاق که به بیماری لاعلاج مبتلاست، برای انجام کارهای روزمرهاش مردی جوان و خلافکار را استخدام میکند. این دو در ظاهر هیچ شباهتی به هم ندارند، اما همراهی اجباری به رابطهای صمیمی و غیرمنتظره تبدیل میشود. هرکدام از دیگری چیزی میآموزد: یکی فرصت زندگیکردن را دوباره پیدا میکند و دیگری با مسئولیت و معنای واقعی وفاداری روبهرو میشود.