دیگو و النا، زوجی اسپانیایی، با ویزای تأییدشده وارد فرودگاه نیویورک میشوند و تصور میکنند بدترین بخش مهاجرت تمام شده است. در بخش کنترل مرزی، مأموران آنها را به اتاق جداگانهای میبرند و شروع به پرسیدن سؤالهایی بسیار دقیق درباره رابطه، گذشته و دلیل سفر میکنند. چیزی که ابتدا روند اداری معمولی به نظر میرسد، به بازجویی طولانی و فشاری روانی تبدیل میشود. مأموران تلفنها، پیامها و پاسخهای زوج را با هم مقایسه میکنند و هر تناقض کوچک را نشانهای از دروغ میدانند. دیگو و النا به تدریج متوجه میشوند خودشان نیز بعضی چیزها را از یکدیگر پنهان کردهاند و اکنون مجبورند در حضور غریبهها درباره خصوصیترین بخشهای زندگی حرف بزنند. هیچ جرم مشخصی به آنها اعلام نمیشود و قدرت تصمیمگیری تقریباً کامل در دست مأموران است. فیلم در فضای محدود فرودگاه نشان میدهد عبور از یک مرز فقط مسئله داشتن مدارک نیست؛ اعتماد، هویت و رابطه دو نفر نیز میتواند زیر نگاه نهادی قرار بگیرد که اختیار دارد بدون توضیح کامل اجازه ورود یا بازگشت بدهد.