جیانی مردی است که برای استفاده از ویلچر مجبور به تغییر کامل سبک زندگی شده و از اینکه اطرافیان همیشه با او مانند فردی آسیبپذیر رفتار میکنند خسته است. او مستقل، موفق و بدخلق است و معمولاً هرگونه کمک اضافی را رد میکند. آشنایی با کیارا، زنی پرانرژی و صریح، نظم زندگی او را تغییر میدهد. کیارا بدون ترحم با او رفتار میکند و همین مسئله باعث میشود رابطهای متفاوت میانشان شکل بگیرد. جیانی که به دلیل تجربههای قبلی از نزدیک شدن عاطفی پرهیز میکند، کمکم مجبور میشود درباره ترسهای واقعی خودش حرف بزند؛ ترسهایی که بیشتر از وضعیت جسمی، به امکان طرد شدن و وابستگی مربوطند. اطرافیان و خانواده نیز همیشه بهترین نیت را دارند اما گاهی محدودیتهایی میسازند که خود او نخواسته است. رابطه با کیارا فرصتی برای بازگشت به زندگی «قبل» نیست و فیلم نیز قرار نیست ناتوانی را مشکل قابل حل نشان دهد. جیانی باید بپذیرد استقلال به معنای کنار گذاشتن همه آدمها نیست و میتواند بدون از دست دادن کنترل زندگی، اجازه دهد فرد دیگری نیز بخشی از آن باشد.