کارتر و فرانکی دو کودکاند که با سگ خیابانی مهربانی به نام بنجی آشنا میشوند و بدون اطلاع مادرشان به او غذا میدهند. بنجی هوشمند و وفادار است و خیلی زود به بخشی از زندگی آنها تبدیل میشود، اما خانواده به دلیل شرایط خانه نمیتواند بهسادگی او را نگه دارد. زمانی که کودکان توسط چند مجرم ربوده میشوند، بنجی تنها شاهدی است که مسیر و محل نگهداری آنها را میشناسد. سگ تلاش میکند با پیدا کردن آدمهای قابل اعتماد و رساندن نشانهها توجه پلیس و مادر را جلب کند، اما چون نمیتواند حرف بزند هر مرحله به ابتکار خودش وابسته است. مجرمان نیز متوجه حضور سگ میشوند و تلاش میکنند او را دور نگه دارند. فیلم خانوادگی «Benji» داستان نجات را از زاویه حیوانی دنبال میکند که هیچ آموزش پلیسی یا قدرت فوقطبیعی ندارد، اما با وفاداری و شناخت بوها میتواند چیزی را ببیند که انسانها از دست دادهاند. رابطه کودکان و بنجی نشان میدهد مراقبت از حیوان فقط دادن خانه نیست؛ اعتماد دوطرفهای است که در زمان خطر میتواند معنای بسیار واقعی پیدا کند.