پس از تیراندازی مرگبار در مراسم خاکسپاری یک افسر پلیس، گَنون، افسر سابق و عضو گروه شبهنظامی محلی، به پناهگاه جنگلی اعضا میرود. پلیس گزارش میدهد عامل تیراندازی احتمالاً از همین گروه بوده و یکی از اسلحههای ثبتشده در انبارشان نیز ناپدید شده است. اعضا در ساختمان کوچک جمع میشوند و گَنون اعلام میکند تا پیدا شدن مقصر هیچکس حق خروج ندارد. مشکل اینجاست که تقریباً همه افراد تجربه نظامی، بیاعتمادی شدید به دولت و دسترسی به سلاح دارند و هرکدام دلیلی برای پنهان کردن بخشی از گذشتهشان دارند. بازجویی غیررسمی خیلی زود به درگیری درباره وفاداری و ترس از نفوذ پلیس تبدیل میشود. گَنون تلاش میکند از جزئیات حمله و شناخت اعضا هویت تیرانداز را پیدا کند، در حالی که نیروهای امنیتی نیز به منطقه نزدیک میشوند. او باید پیش از ورود پلیس بفهمد چه کسی از اعتماد گروه استفاده کرده، زیرا یک تصمیم اشتباه میتواند محاصرهای خونین ایجاد کند.