در سال ۱۹۶۳، صنعتگر نظامی آرتور بلکمارک و یک فرمانده شوروی در میانه بحران هستهای ناچار میشوند برای جلوگیری از حادثهای بینالمللی همکاری کنند؛ بحرانی که میتواند جنگ سرد را به جنگ جهانی بدل کند. در «Blackmark»، محدودیتهای محیط و موقعیت از زاویه تجربه افراد درگیر مطرح میشود و همین انتخاب رابطه علت و معلولی اتفاقها را قابل فهم میکند. در ادامه «Blackmark»، جزئیات تازه زمینه برخورد نهایی را بدون افشای آن میسازند، در حالی که جزئیات مهم به موقع عرضه میشوند. روایت «Blackmark» از تفاوت دیدگاه شخصیتهای اصلی و محدودیتهای محیط برای پیش بردن قصه استفاده میکند؛ این ترکیب از تبدیل شدن ماجرا به فهرست رویدادها جلوگیری میکند. به این ترتیب «Blackmark» با تکیه بر جزئیات رفتاری پیش میرود و چگونگی شکل گرفتن بحران را ملموس میکنند، در حالی که لحن طبیعی روایت حفظ میشود. در «Blackmark»، محدودیتهای محیط و موقعیت از زاویه تجربه افراد درگیر مطرح میشود و همین انتخاب رابطه علت و معلولی اتفاقها را قابل فهم میکند.