دو سال پس از نخستین ماجرا، سباستین همچنان با بِل در کوههای آلپ زندگی میکند و منتظر بازگشت آنجلینا از مأموریت جنگی است. خبر میرسد هواپیمای حامل آنجلینا در منطقهای کوهستانی سقوط کرده و بیشتر مردم تصور میکنند کسی زنده نمانده است. سباستین حاضر نیست این احتمال را بپذیرد و از سزار میخواهد برای جستوجو کمک کند. آنها به پیر، خلبانی ماجراجو که رابطهای قدیمی با خانواده دارد، مراجعه میکنند و سباستین همراه بِل سوار هواپیما میشود. جستوجو در کوهستان با آبوهوای سخت، آتش جنگل و مسیرهایی همراه است که امدادگران رسمی به آنها دسترسی ندارند. سباستین میخواهد ثابت کند امیدش فقط احساس کودکانه نیست و بِل بار دیگر با حس بویایی و وفاداریاش در یافتن رد انسانها نقش مهمی دارد. در طول سفر، پسر همچنین با حقیقتهایی درباره پدر و خانواده خودش روبهرو میشود که تصویرش از گذشته را تغییر میدهند. مأموریت نجات به ماجرایی درباره خانواده، اعتماد و پذیرفتن ارتباطهایی تبدیل میشود که تا امروز از او پنهان مانده بودند.