«یک بعدازظهر پاییزی» از آخرین فیلمهای یاسوجیرو اوزو، با نگاهی آرام به خانواده، پیری و تغییر نسلها میپردازد. شویی هیرایاما، مردی بیوه، با دخترش میچیکو زندگی میکند و به حضور او در خانه عادت کرده است. دیدار با دوستان قدیمی و مشاهده سرنوشت مردانی که دخترانشان فرصت ازدواج را از دست دادهاند، باعث میشود او به آینده میچیکو جدیتر فکر کند. هیرایاما کمکم میپذیرد که وابستگی عاطفی و آسایشی که حضور دخترش برای او ایجاد کرده نباید مانع ساختن زندگی مستقل او شود. فیلم از گفتوگوهای ساده، دورهمیهای دوستانه و لحظههای روزمره برای نشان دادن احساساتی استفاده میکند که شخصیتها به ندرت مستقیم بیان میکنند. تصمیم درباره ازدواج میچیکو در ظاهر مسئلهای خانوادگی است، اما به تدریج به مواجهه پدر با تنهایی، گذر زمان و پذیرش تغییر تبدیل میشود. اوزو این جدایی اجتنابناپذیر را بدون ملودرام، با سکوتها و جزئیات معمول خانه و محل کار روایت میکند.