ساتومی اوکا دانشآموزی است که تمام تمرکزش روی آخرین مسابقه گروه کر مدرسه گذاشته و از تغییر صدایش در دوره نوجوانی نگران است. یک روز مردی از یاکوزا به نام کیوجی ناریتا ناگهان جلویش ظاهر میشود و درخواست عجیبی مطرح میکند: ساتومی باید به او آواز خواندن یاد بدهد. رئیس گروه یاکوزا هر سال مسابقه کارائوکه برگزار میکند و بازنده مجبور میشود خالکوبی شرمآوری را تحمل کند، بنابراین کیوجی حاضر است هر کاری کند تا آخر نشود. ساتومی ابتدا از او میترسد و حاضر نیست درگیر دنیای خلافکاران شود، اما جلسات تمرین به تدریج به رابطهای عجیب و صادقانه تبدیل میشوند. کیوجی جدیتر از چیزی که ظاهرش نشان میدهد تمرین میکند و ساتومی نیز از طریق آموزش دادن، با اضطراب خودش درباره آواز روبهرو میشود. دو نفر از دو جهان کاملاً متفاوتاند اما هرکدام در آستانه آزمونی قرار دارد که برایش اهمیت زیادی دارد. رابطه آنها نشان میدهد گاهی کسی که کمترین شباهت را به دوست یا شاگرد معمول دارد میتواند دقیقترین آینه برای دیدن ترسهای خود آدم باشد.