کوین و هالی از بازگشت برنی، دلفینی که سال قبل با او دوست شده بودند، خوشحالاند و این بار بیشتر وقتشان را در مرکز دریایی خانواده میگذرانند. آرامش زمانی به هم میریزد که وینستون، دشمن قدیمیشان، از زندان آزاد میشود و طبق حکم باید در همان مرکز کار کند. او ادعا میکند تغییر کرده، اما کودکان نمیتوانند به سادگی گذشتهاش را فراموش کنند. کمی بعد متوجه میشوند فرد دیگری نیز برای ربودن برنی و فروش او به یک پارک دریایی در خارج از کشور نقشه کشیده است و وینستون به شکلی مستقیم یا غیرمستقیم وارد ماجرا شده است. کوین و هالی برای اثبات نقشه به سراغ رایانهها، قایقها و ردهای باقیمانده در اسکله میروند و طبق معمول بزرگسالان دیرتر از آنها خطر را جدی میگیرند. برنی نیز بار دیگر با رفتارهایش به خانواده کمک میکند. بچهها باید پیش از انتقال دلفین بفهمند آیا وینستون واقعاً دوباره دشمنشان شده یا این بار تصمیم گرفته مقابل کسانی بایستد که میخواهند از حیوان برای سود خود استفاده کنند.