مردی پس از مرگ ناگهانی در جهانی تاریک و کابوسگونه بیدار میشود و مجبور است مسیرهایی را طی کند که گناه، پشیمانی و ترسهایش را مجسم میکنند. سفر او میان برزخ و جهنم به مواجههای شخصی با گذشته تبدیل میشود. در «Pandemonium»، نقش تصادف در تغییر مسیر در چارچوب همان موقعیت مرکزی مطرح میشود و همین انتخاب تعلیق را از دل خود موقعیت نگه میدارد. در ادامه «Pandemonium»، محدودیتهای محیط به شناخت بهتر انگیزهها کمک میکنند، و از تکرار یک الگوی ثابت جلوگیری میکنند. روایت «Pandemonium» از ریشههای شخصی تعارض و یادآوریهای گذشته برای پیش بردن قصه استفاده میکند؛ این ترکیب موجب میشود تغییر شخصیتها در متن اتفاقها دیده شود. به این ترتیب «Pandemonium» در کنار تغییرات رابطهای پیش میرود و اثر حادثه بر زندگی عادی را نشان میدهند، و از تکرار یک الگوی ثابت جلوگیری میکنند. در «Pandemonium»، نقش تصادف در تغییر مسیر در چارچوب همان موقعیت مرکزی مطرح میشود و همین انتخاب تعلیق را از دل خود موقعیت نگه میدارد.