هال، شاعر جوان آمریکایی که هنوز مسیر حرفهای روشنی پیدا نکرده، در شهر ساحلی تائورمینا در سیسیل با جوزی، خواننده و ترانهسرای فولک، آشنا میشود. ملاقات کوتاه آنها خیلی زود به گفتوگویی درباره نوشتن و موسیقی تبدیل میشود و جوزی پیشنهاد میکند چند روز در ویلایی خارج از شهر روی آثارشان کار کنند. آنها در طول یک هفته میان روستاها، ساحل و فضای آرام سیسیل وقت میگذرانند و هرکدام دیگری را تشویق میکند چیزهایی را بیان کند که مدتها در کار و زندگی شخصیاش پنهان کرده است. هال با تردید نسبت به ارزش نوشتههایش روبهروست و جوزی نیز با تجربهها و تصمیمهای گذشتهای زندگی میکند که بر موسیقیاش اثر گذاشتهاند. همکاری هنری کمکم رابطهای نزدیکتر ایجاد میکند، اما هر دو میدانند این اقامت کوتاه است و باید تصمیم بگیرند چه بخشی از این ارتباط را میتوانند با خود به زندگی واقعی برگردانند.