تانگ، رئیس سابق زندان که روزی مسئول جلوگیری از فرار زندانیان بود، حالا به دلیل دریافت رشوه خودش پشت میلهها قرار گرفته است. حضور او در میان کسانی که پیشتر بر آنها قدرت داشت موقعیتی دشوار میسازد و بعضی زندانیان فرصت را برای تسویه حساب مناسب میبینند. جون نیز پس از شکست تلاش قبلی برای فرار دوباره به زندان برگشته و هنوز حاضر نیست ایده خروج را کنار بگذارد. زمانی که نقشه تازهای شکل میگیرد، تانگ به دلیل شناخت دقیق سیستم امنیتی میتواند مهمترین عضو گروه باشد، اما هیچکس کاملاً به او اعتماد ندارد. او نیز باید تصمیم بگیرد آیا همکاری با زندانیان برای فرار تنها راه نجات خودش است یا فرصتی برای جبران بخشی از فساد گذشته وجود دارد. اتحادهای قدیمی میان بیگ رولر، اسکار و دیگران دوباره وارد بازی میشوند و هر شخص برنامه متفاوتی برای بعد از خروج دارد. نقشه فرار در فضایی شکل میگیرد که مرز میان نگهبان و زندانی از همیشه مبهمتر است و مردی که زمانی کلید همه درها را داشت باید از کسانی کمک بخواهد که خودش آنها را زندانی نگه میداشت.