زویی هال، دانشآموز دبیرستانی هفدهساله، هنوز با مرگ مادرش کنار نیامده و رابطهاش با پدرش نیز تحت فشار قرار دارد. یک روز چند دانشآموز مسلح با خودرو وارد ساختمان مدرسه میشوند، تعدادی از دانشآموزان را گروگان میگیرند و حمله خود را به صورت زنده در اینترنت پخش میکنند. زویی که هنگام آغاز حمله خارج از محل اصلی گروگانگیری است، فرصتی برای فرار پیدا میکند اما تصمیم میگیرد برای هشدار دادن به دیگران و کمک به خروج دانشآموزان دوباره وارد ساختمان شود. او از شناخت محیط مدرسه، مهارتهایی که از پدرش آموخته و توانایی تصمیمگیری در شرایط فشار استفاده میکند. در حالی که پلیس بیرون ساختمان هنوز تصویر کاملی از وضعیت ندارد، زویی تلاش میکند بدون جلب توجه مهاجمان مسیرهای امن ایجاد کند و مانع افزایش تعداد قربانیان شود.