اوستاد اسمارت شانکار پس از اتفاقهای گذشته دوباره وارد درگیری با شبکهای جنایی میشود که این بار فناوری انتقال حافظه و ذهن را برای هدفی بزرگتر به کار میگیرد. بیگ بول، تبهکاری قدرتمند، برای ادامه نقشههای خود به اطلاعات یا هویتی نیاز دارد که میتواند از ذهن فرد دیگری استخراج شود. شانکار ناخواسته به مرکز آزمایشی تبدیل میشود که در آن خاطرات و شخصیتها در مغز او با یکدیگر تداخل پیدا میکنند. او گاهی نمیتواند تشخیص دهد کدام فکر متعلق به خودش است و کدام از فرد دیگری آمده، اما همین وضعیت به او امکان دسترسی به رازهایی میدهد که دشمنان نمیخواستند آشکار شوند. در کنار درگیریهای خیابانی و تعقیب پلیس، شانکار باید کنترل ذهن خودش را نیز حفظ کند. هرچه خاطرات تازه بیشتر میشوند، خطر از دست دادن هویت اصلی بالاتر میرود. او باید پیش از کامل شدن نقشه بیگ بول بفهمد چرا خودش برای این آزمایش انتخاب شده و چگونه میتواند از دانشی که در مغزش کاشته شده علیه کسانی استفاده کند که قصد کنترلش را دارند.