سونگجین نوازندهای جوان است که برای یک آزمون مهم موسیقی آماده میشود و به آپارتمانی ارزان نقل مکان میکند تا با تمرکز تمرین کند. خیلی زود میفهمد دیوار میان خانه او و همسایهاش آنقدر نازک است که تقریباً هیچ حریم صوتی وجود ندارد. رانی، زنی که در واحد کناری زندگی میکند، از صدای ساز و تمرینهای مداوم او کلافه میشود و سونگجین نیز گریهها، بحثها و صداهای زندگی روزانه رانی را میشنود. رابطه آنها ابتدا از طریق ضربه زدن به دیوار، یادداشت و مشاجره شکل میگیرد؛ دو نفری که بدون دیدن یکدیگر، بیشتر از حد معمول از عادتها و حال روحی هم خبر دارند. با گذشت زمان همین دیوار که باعث تنش بود به نوعی پل ارتباطی تبدیل میشود و آنها شروع به حمایت از یکدیگر میکنند. «My Worst Neighbor» یک کمدی عاشقانه درباره صمیمیتی غیرمعمول است؛ رابطهای که پیش از دیدار واقعی شکل میگیرد و سونگجین و رانی را وادار میکند تفاوت میان تصویری که از پشت دیوار ساختهاند و شخص واقعی آن سوی آن را بشناسند.