ریچارد «استیچز» گرایندل دلقکی بیاستعداد و بدخلق است که در جشن تولد کودکی بر اثر شوخی بچهها دچار حادثهای مرگبار میشود. سالها بعد، همان گروه نوجوان شده و برای مهمانی دوباره در خانه جمع میشوند. استیچز به شکلی ماورایی از قبر برمیگردد و تصمیم دارد هرکدام را به روشهایی مرتبط با نمایشهای دلقکی خودش بکشد. تام، پسری که جشن تولد اولیه برای او برگزار شده بود، هنوز از آن حادثه احساس گناه دارد و نمیتواند مطمئن باشد دوستانش تهدید را جدی خواهند گرفت. دلقک از وسایل ساده مهمانی، بادکنک، چاقو و حقههای نمایشی برای قتل استفاده میکند و فضای طنز سیاه با خشونت اغراقآمیز ترکیب میشود. نوجوانان باید بفهمند چه چیزی استیچز را زنده کرده و آیا قوانین انجمن یا آیین دلقکها راهی برای متوقف کردنش دارند. فیلم اسلشر از ترس شناختهشده دلقکها برای ساختن قاتلی استفاده میکند که هر قتل را مانند اجرای نمایشی طراحی میکند و تام باید با خاطرهای روبهرو شود که سالها سعی کرده فقط به عنوان تصادف کودکی فراموشش کند.