جیک آترتون، سرباز سابق نیروهای ویژه، پس از ترک خدمت تلاش میکند زندگی آرامی کنار خانواده داشته باشد. زمانی که حادثهای مرگبار نزدیکانش را هدف قرار میدهد، او دوباره وارد دنیایی میشود که تصور میکرد پشت سر گذاشته است. جیک به سازمان مخفیای به نام «بخش هشت» نزدیک میشود؛ گروهی که مأموریتهای خارج از چارچوب رسمی دولت را اجرا میکند و اعضایش از نظامیان و مأموران سابق تشکیل شدهاند. در ابتدا وعده میدهند به او برای پیدا کردن عاملان حمله کمک کنند، اما جیک خیلی زود متوجه میشود اهداف سازمان با عدالت شخصی او یکسان نیست. مأموریتها او را وادار میکنند افرادی را حذف کند که اطلاعات کامل درباره جرمشان ندارد و فرماندهان از گذشته و خشمش برای کنترل او استفاده میکنند. او باید بفهمد چه کسی واقعاً پشت حادثه خانوادگی بوده و چرا «بخش هشت» از ابتدا او را انتخاب کرده است. مهارتهایی که زمانی برای کشور استفاده میکرد اکنون در خدمت شبکهای قرار گرفتهاند که ممکن است خودش بخشی از مشکلی باشد که جیک قصد نابود کردنش را دارد.