در لندن سال ۱۹۵۳، نمایش «تلهموش» آگاتا کریستی به موفقیتی بزرگ روی صحنه تبدیل شده و تهیهکنندگان برای ساخت نسخه سینمایی آن برنامهریزی میکنند. لئو کوپرنیک، کارگردان آمریکایی پروژه، پس از درگیری با چند نفر از عوامل نمایش در پشت صحنه به قتل میرسد. بازرس جورج استاپارد مأمور رسیدگی به پرونده میشود و پاسبان جوان استاکر نیز با اشتیاق بیش از حد او را همراهی میکند. تقریباً هر فرد مرتبط با نمایش انگیزهای برای ناراحتی از کوپرنیک دارد؛ از نویسنده فیلمنامه گرفته تا بازیگران و تهیهکنندگان. تحقیقات زمانی پیچیدهتر میشود که عناصر قتل شباهتهایی با قواعد نمایشهای معمایی پیدا میکند و قاتل نیز ممکن است از همین ساختار برای گمراه کردن پلیس استفاده کند. استاپارد و استاکر باید میان رقابتهای حرفهای، روابط پنهانی و روایتهای متناقض حرکت کنند و پیش از قربانی شدن فرد دیگری بفهمند چه کسی از بسته شدن نمایش یا فیلم سود میبرد.