دنی، هینگ و جیم در جوانی شاگردان استاد رزمی سیفو چی بودند و در محله به عنوان «سه ببر» شناخته میشدند. سالها بعد هر سه از تمرین فاصله گرفتهاند و زندگی بزرگسالی آنها ارتباط کمی با روزهای مبارزه دارد. خبر مرگ ناگهانی استاد قدیمی دوباره آنها را کنار هم میآورد، اما توضیح رسمی درباره مرگ او برایشان قانعکننده نیست. سه دوست تصمیم میگیرند درباره اتفاق تحقیق کنند و خیلی زود متوجه میشوند برای رسیدن به حقیقت باید دوباره وارد دنیای رزمیای شوند که سالها ترک کردهاند. مشکل اینجاست که بدن و مهارتهایشان دیگر مانند گذشته نیست و اختلافهای قدیمی نیز هنوز میانشان وجود دارد. در کنار موقعیتهای طنزآمیز، جستوجوی عامل مرگ استاد باعث میشود آنها درباره دوستی، مسئولیت و معنای واقعی آموزههایی که زمانی از سیفو چی گرفته بودند دوباره فکر کنند.